![]() |
![]() |
|
| تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول...... وآخر بسوخت جانم در کسب این فضائل |
|
عید بزرگ ولادت حضرت ولی عصر عج رو به همه منتظران حضرتش تبریک میگویم...
ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان(عج) در شب جمعه، نيمه شعبان سال 255 يا 256 هجری است .پس از اينکه دو قرن و اندی از هجرت پيامبر(ص) گذشت، و امامت به امام دهم حضرت هادی(ع) و امام يازدهم حضرت امام حسن عسکری(ع) رسيد، کم کم در بين فرمانروايان و دستگاه حکومت جبار، نگرانيهايی به وجود آمد._
علت آن اخبار و احاديثی بود که در آنها نقل شدهبود: از امام حسن عسکری(ع) فرزندی تولد خواهد يافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد كرد. در احاديثی که بهخصوص از پيغمبر(ص) رسيده بود، اين مطلب زياد گفته شده و به گوش زمامداران رسيده بود. در اين زمان يعنی هنگام تولد حضرت مهدی(عج)، معتصم عباسی، هشتمين خليفه عباسی، که حکومتش از سال 218 هجری آغاز شد، سامرا، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی قرار داد اين انديشه، که ظهور مصلحی پايههای حکومت ستمکاران را متزلزل ميكند و بايد از تولد نوزادان جلوگيری کرد، و حتی مادران بيگناه را کشت، و يا قابلههايی را پنهانی به خانهها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند، در تاريخ نظايری دارد.
در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری(ع) نيز داستان تاريخ به گونهای شگفتانگيز و معجزهآسا تکرار شد. امام دهم بيست سال(در شهر سامرا)، تحت نظر و مراقبت بود، و سپس امام يازدهم(ع) نيز در آنجا زير نظر و نگهبانی حکومت به سر ميبرد . هنگامی که ولادت اين اختر تابناک، حضرت مهدی(ع) نزديک شد و خطر او در نظر جباران قوت گرفت، در صدد بر آمدند تا از به دنياآمدن اين نوزاد جلوگيری کنند، و اگر پديد آمد و بدين جهان پای نهاد، او را از ميان بردارند بدين علت بود که چگونگی احوال مهدی، دوران حمل و سپس تولد او، همه و همه، از مردم نهان داشته ميشد، جز چند تن معدود از نزديکان، يا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکری(ع) کسی او را نميديد. آنان نيز مهدی (عج) را گاه بگاه ميديدند،البته نه هميشه، وبه صورت عادي. ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 23:18 توسط رضا |
|
|
گفتي مريم مادر عيسي عليه السلام در بيت المقدس معتكف بود. وقتي درد زايمان بر او عارض گشت، به وي گفتند بيرون شو! اينجا خانه عبادت است نه خانه ولادت. اما مادرم فاطمه بنت اسد همين كه خواست وضع حمل كند به كنار كعبه آمد و ديوار كعبه برايش شكافته شد و او را به درون خانه فراخواندند. مادرم به كعبه درآمد و مرا در خانه خدا به دنيا آورد. اين افتخار و فضيلت ويژه اي است كه نه پيش از من درباره كسي شنيده شده و نه پس از من براي كسي اتفاق خواهد افتاد.
عقل در چرايي چنين تكريمي سرگردان است. «به خدا سوگند علي بن ابيطالب عليه السلام تا روزي كه از اين دنيا رفت مال حرامي نخورد و هيچ گاه بر سر دوراهي كه هر دو خوشنودي خدا باشد، قرار نگرفت مگر اينكه پرزحمت ترين آنها را برگزيد و هر حادثه مهمي كه براي پيامبر خدا(ص) پيش مي آمد به خاطر اطمينان از او كمك مي گرفت و در ميان اين امت هيچ كس نتوانست همانند علي راه پيامبر را بي كم و كاست طي كند. و با اين همه تلاش و كوشش همواره چون بيمناكان كار مي كرد، چشمي به بهشت و چشم ديگر بر آتش داشت. از سويي اميدوار پاداش بهشت و از سويي ديگر هراسناك از كيفر آتش بود» (امام صادق عليه السلام)
ولادت مولود كعبه و روز پدر مبارك باد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 9:48 توسط رضا |
|
|
برای درک وفهم هر عنصری که به نوعی با رفتارهای انسانی در ارتباطه
باید اول از همه بحث انسان شناسی در اون مورد روشن بشه مشکل اصلی ایرادات واشکالات به مقوله حجاب هم ازین جا ناشی میشه ما به این مقوله با صرف نظر از ماهیت انسان قبل وبعد ش ونحوه حیاتش در دنیا نظر میکنیم این روایت رو حتما دیدین :(رحمت خدا براون بنده ای که بدونه از کجا اومده ودر کجاست وبه کجا میره) اگه این سه تا عنصر در نظر گرفته نشه معنا نداره بخوایم از منظر دین شناسانه به مقوله حجاب بپردازیم ما یک گذشته وعقبه ای داریم قبل تولد یک برنامه زندگی داریم در این دنیا ویک حیات ابدی وبی نهایت که میزان در اون حیات ابدی فقط در اثر عملکرد دنیایی ما مشخص میشه روح ما ودیعه خدادادیه که از تجلیات خداست(نفخت فیه من روحی) بهتره بدونیم که این ماهیت روح وجان ما مرد وزن نداره اصلا جنسیت نداره جنسیت زمانی پیدا میشه که روح به عنصر جسمانی تعلق پیدا کنه وگرنه حقیقت جان انسانها مذکر ومونث نداره کج سلیقگیه اگه کسی بدون پرداختن به این محور بخواد پاسخگوی شبهات باشه این اصل اولیه همه حرفها برای اینکه طولانی نشه بقیه رو میزاریم پست بعد با نظراتتون همراهی کنید.... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 14:7 توسط رضا |
|
|
سیره عملی زهرای اطهر (س) در مساله حجاب
به راستي كه منظره خطبه خواندن حضرت زهرا(س) تابلو گويا و
بسيار روشن درباره حفظ حريم حجاب، و در عين حال شركت
كامل در صحنه براي سخنراني و دفاع از حريم حق است و اين
همان راه اعتدال است كه اسلام در همه جا به آن سفارش
نموده است. ما در اين جا چگونگي حركت آن حضرت براي القاي خطبه را شرح
ميدهيم، تا مسأله مهم حجاب را از مكتب زهراي اطهر(س)
بياموزيم، و هم باور كنيم كه زن ميتواند در عين حفظ حريم
حجاب، از پردهنشيني خارج گردد، و به عنوان نيمي از جامعه
انساني، رسالت خود را به انجام رساند.
شرح اين چگونگي، نيز ميتواند جواب دندانشكني به آن افرادي
باشد كه حجاب اسلامي را كمرنگ گرفته، و خطبه خواندن
حضرت زهرا(س) در مسجد را به عنوان شاهد عقيده ناصحيح
خود ميآورند، غافل از آن كه شش دليل و شاهد محكم در
مقدّمه خطبه وجود دارد، كه هر كدام نشان دهنده اهميّت حجاب
از نظر حضرت زهرا(س) است. اينك شرح مطلب:
خود نقل ميكند، هنگامي كه مسأله غصب فدك رخ داد، و اين
خبر به حضرت زهرا(س) رسيد، در اين هنگام حضرت زهرا(س)
تصميم گرفت به مسجد برود و در آن جا به عنوان حمايت از حق
، سخنراني كند، چگونگي حركت حضرت زهرا(س) در متن عبارت
چنين آمده:
(كه روپوشي وسيع بود) به سر نمود، و ميان گروهي از ياران و
زنان خويشاوندش (به سوي مسجد) حركت كرد، آن حضرت
هنگام راه رفتن (بر اثر شتاب يا بلندي لباس) به قسمت پايين
لباسش پا ميگذاشت (در نهايت پوشيدگي راه ميرفت) شيوه
راه رفتن او (در متانت و وقار) هم چون شيوه راه رفتن رسول
خدا(ص) بود، تا اين كه بر ابوبكر وارد شد، ابوبكر در ميان ازدحام مسلمانان قرار
گرفته بود، در اين هنگام ميان آن حضرت و مردم، پردهاي نصب
شد، حضرت زهرا(س) نشست، سپس ناله جانسوزي نمود كه بر
اثر آن، صداي همه حاضران به گريه بلند شد، به گونهاي كه
گويي از صداي گريه، مسجد به لرزه درآمد، سپس حضرت زهرا
(س) اندكي سكوت كرد، تا مردم آرام شدند، و جوش و
خروششان بر اثر گريه، فرونشست، آن گاه خطبه را شروع كرد»
. (احتجاج طبرسي)
شركت در يك صحنه پرشور سياسي و اجتماعي، شش نكته
است كه هر كدام از جهتي بيانگر اهميّت و عظمت مقام حجاب
در سيره حضرت زهرا(س) است، كه به اختصار بدان اشاره ميشود:
سينهاش را ميپوشانيد، بر سر گرفت، تعبير واژه (پيچيد) حاكي
است كه روسري به طور كامل و چسبان به سر و گردن گرفته
شده بود، نه به طور سبك و وارفته كه با اندكي تكان دادن از سر
رد شود و موي سر آشكار گردد؛
مانند عبا را بر سر و تن خود پوشانده بود
گاهي قسمت پايين لباس زير پاي حضرت زهرا(س) قرار
ميگرفت
ميكرد، يعني هيچ گونه حركات نامناسب و دور از نزاكت در
حركت او ديده نميشد؛
آن حضرت در پشت آن پرده خطبه خواند.
همايش پرشكوه و پرجنجال شركت نمود، همه نمادهاي حريم
حجاب و عفاف را رعايت نموده است.
این شرح بی نهایت کز زلف یار گفتند
حرفیست از هزاران کاندر عبارت آمد |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم تیر 1387ساعت 18:22 توسط رضا |
|
|
شهادت دخت گرامی نبی اکرم حضرت فاطمه زهراسلام
الله علیها برهمه تسلیت باد چند روايت درباره اهميت حجاب در نظر فاطمه زهرا عليهاسلام: حضرت موسي بن جعفر عليه السلام از پدران گراميش از حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام نقل فرمود که: روزي شخص نابينايي اجازه ورود خواست. فاطمه عليهاسلام برخاست و چادر به سر کرد. فاطمه عرض کرد:« او مرا نميبيند، اما من که او را مي بينم. و او اگرچه مرا نميبيند ولي بوي مرا که حس ميکند.»
روزي رسول خدا از اصحاب خود پرسيد:« نزديکترين حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. اين سؤال به گوش فاطمه عليهاسلام رسيد. فاطمه فرمود:« نزديکترين حالات زن به پروردگارش وقتي است که در خانه اش بنشيند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)» اميرالمؤمنين عليه السلام ميفرمايد: روزي رسول خدا از ما پرسيد:« بهترين کار براي زنان چيست؟» فاطمه عليهاسلام پاسخ داد:« بهترين کار براي زنان اين است که مردان را نبينند و مردان نيز آنها را نبينند »
رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه عليهاسلام کارها را بين او و علي عليه السلام تقسيم کرد و فرمود کارهاي منزل با فاطمه و کارهاي خارج از منزل با علي. شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پيش چشم مردان معاف کرد.» روزي فاطمه زهرا سلام الله عليها به اسماء فرمود:« چه بد است اين تختههايي که بدن مرده را براي تشييع جنازه روي آن ميگذارند! زيرا وقتي زني را روي آن قرار مي دهند و پارچه اي بر بدنش مي کشند، حجم بدن او معلوم است.» درست ميکردند و مرده را داخل آن ميگذاشتند.»
عليهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسيار خوشحال شد و فرمود:« اين خيلي خوب است. وقتي مرده را داخل آن قرار دهند و پارچهاي روي آن بکشند، ديگر معلوم نميشود مرده مرد است يا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همين تابوت بگذاريد.» منابع: البته جای این تذکر هست که اهل بیت عصمت وطهارت و خصوصا مادر بزرگوار ما حضرت فاطمه (س) الگوی همیشگی برای پیروان خودشون هستند واین وسوسه که زمانه عوض شده واین حرفها مال قدیمه و ازین شبهات راه به جایی نمیبره مگه فطرت آدمها عوض میشه؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 19:43 توسط رضا |
|
|
در جواب سوال یکی از دوستان عرض کنم: اولا حجاب از ضروریات دین ماست نه تنها از ضروریات مذهب بلکه حکم صریح قرآن هستش وشیعه وسنی به عنوان وجوب بهش نگاه می کنند
ثانیا در مورد خروج از دین باید عرض کنم:آنچه باعث ارتداد وخروج از دین می شه اینه که کسی انکار کنه حجاب رو یا هر حکم ضروری دیگه رو یعنی اعتقاد داشته باشه چنین چیزی اصلا جزء دین نیست ولی کسی که می دونه حجاب جزء دین اسلامه وقبولشم داره ولی عمل نمی کنه از دین خارج نیست و لی گناه کاره ..کسی هم که نصفه نیمه عمل می کنه همینطور... ((مسلمانی که منکر خدا یا پیغمبر شود یا حکم ضروری دین ، یعنی حکمی را که مسلمانان جزء دین اسلام میدانند مثل واجب بودن نماز و روزه انکار کند در صورتی که منکر شدن ان حکم به انکار خدا یا پیغمبر برگردد مرتد است . اینم به یاد آن پیر سفر کرده: امام خمینی (ره): |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 13:32 توسط رضا |
|
|
دم در دادگاه خانواده ایستاده بود...
با چهره ای غمگین وافسرده.... داشت با خانمی که گویا مادرش بود حرف میزد: ((کارش به جایی رسیده که من دلشو زدم دیگه چشمش دنبال دختراست چشم چرون شده...با اونا قرار کافی شاپ میزاره .. شب دیر میاد خونه... مهرمو میگیرم همشو تا قرون آخر...دیگه گولشو نمی خورم...))
چقدر سخته پاشیدن یه زندگی ویک آشیانه ای که باید محل مودت ورحمت باشه ولی کاش میشد به شما خانم محترم گفت اگه چشم چرونی شوهرت یا هرزگیه اون دخترا زندگیتو پاشونده چرا تو به فکر زندگی بقیه نیستی چرا جوری لباس پوشیدی که مفسده انگیزه.. یعنی به ذهنت نمیرسه پاشیدن زندگی ها از همین عشوه گریها وبد حجابی ها شروع میشه؟
یا أَیُّهَا النَّبِىُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً»(1)
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم خرداد 1387ساعت 17:18 توسط رضا |
|
|
حجاب حق فردی یا تکلیف اجتماعی؟
در مواجهه با بعضی بد حجابی ها اینطور توجیه می کنند: اولا:حق خودمه دوست دارم اینطوری باشم ثانیا هرکی مشکلی داره با این حجاب من چشمش کور نگاه نکنه
به نظر شما این حرف منطقیه؟ کسانی که با وضع بد تو جامعه ظاهر می شوند و به حریم روانی دیگران تجاوز می کنند چشمهای مردان رو به طرف خودشون جلب می کنند واونها رو از خونواده های خودشون دور می کنند می تونند اینطور خودشون رو راضی کنند که حق خودمه؟؟؟؟؟؟؟
واقعا پوشش یک زن تو محیط اجتماعی یک حق شخصیه و به بقیه افراد اجتماع ربطی نداره؟ جواب شما چیه؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 23:36 توسط رضا |
|
|
سلام ((از نظر اسلام محدوديت كاميابيهاي جنسي به محيط خانوادگي وهمسران مشروع از جنبه رواني به بهداشت رواني اجتماع كمك مي كند واز جنبه خانوادگي سبب تحكيم روابط افراد خانواده وبرقراري صميميت كامل بين زوجين مي گردد و از جنبه اجتماعي موجب حفظ واستيفاء نيروي كار وفعاليت اجتماع مي گردد واز نظر وضع زن در برابر مرد سبب مي گردد كه ارزش زن در برابر مرد بالا رود)) استاد شهيد مطهري بحث ما در مورد حجاب است بد نيست كمي راجع به اين مساله كه هنوز كه هنوزه از مسايل حساس جامعه ماست وبسياري در مورد آن بحث وابراز نظر مي كنند صحبت كنيم مخصوصا با فرارسيدن فصل تابستان بيشتر از گذشته مظاهري در جامعه به چشم مي خورد كه تاسف آور وناراحت كننده به نظر مي رسد جنبه ها ومظاهر بي حجابي وبد حجابي مساله جديدي نيست كه بدان پرداخته شود اما همواره سوالها وشبهات بسيار در ارتباط با قضيه ستر وپوشش يا همان حجاب مطرح بوده وهست اما هنوز هم براي بسياري از دختران وزنان جامعه ما وبعضي از مردان جامعه مساله اي غريب مي نمايد گره كور كجاست؟؟ در محيط هاي خانوادگي فاميلي ودر محيط هاي تحصيلي وخصوصا دانشگاهي ودر محيط هاي كاري وشغلي و از همه مهم تر در خيابانها وهر محيطي به اين حكم مسلم شرعي بي توجهي مي شود اين قضيه از طرفي هم به مردان مربوط مي شود هم از طرف ديگر به زنان به نظر مي رسد بهتر است منصفانه به جهات مختلف اين مساله نظري دوباره بياندازيم من اول از همه به ادله شرعي اين حكم مي پردازم واول از همه به ايات قرآن : ((سوره نورآيه 30 و31:قل للمومنين يغضوا من ابصارهم ويحفظوا فروجهم ذلك ازكي لهم ا ن الله خبير بما يصنعون ...وقل للمومنات يغضضن من ابصارهن ويحفظن فرجهن ولا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها وليضربن بخمرهن علي جيوبهن...)) به مردان مومن بگو ديدگان خود را فروخوابانند ودامنها را حفظ كنند اين براي شما پاكيزه تر است خدا بدانچه مي كنيد آگاه است به زنان مومن بگو ديدگان خويش را فر. خوابانند ودامنهاي خويش حفظ كنند وزيور خويش را آشكار نكنند مگر آنچه پيدا است وسرپوشهاي خويش بر گريبانها بزنند.. نكات مورد توجه: 1-اول دستور متوجه مردان است كه چشمهاي خودرا حفظ كنند بعد به زنان دستور مي دهد 2-دليل اين دستور رسيدن به پاكي وطهارت است(ذلك ازكي لهم) 3-كارهاي شما وبرخورد شما با اين دستور در منظر ذات حق وخداوند است 4- اول دستور مي دهد چشمهايتان را حفظ كنيد بعد حفظ فروج كه نشاندهنده اين است كه منشا آلودگي در فروج انتقال از طريق چشمهاست 5-راه عمل به اين دستور واجرايي شدن آن توجه به خداوند وذكر اوست ونه چيز ديگر 6-زنان هم همچون مردان مكلف به حفظ چشمهاي خود هستند وحق ندارند به هرچيز وهركسي بنگرند 7-آنچه نهي شده كاستن از بصر است نه صرف نگاه ولو نا خواسته بصر يعني نگاه دقيق نه افتادن چشم ونگاه اوليه درواقع بصر همان نگاه وراندازانه است 8-براي زنان سختي وحرج قرار نداده بلكه با دو استثنا حرج را از آنها برداشت 9-...
ادامه دارد.....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 0:0 توسط رضا |
|
|
امام حسن عسگري عليه السلام:
((علماء شیعتی مرابطون بالثغر الذي یلی ابلیس وعفاریته)) بحار جلد دوم. علمای ما از شیعه مرزبانان مرزهایی هستند که شیطان ودارودسته اش در آن مرزها در کمینند.
ایام شهادت استاد شهید مطهری را خدمت دوستان تسلیت می گویم واز وقفه به روز کردن ویلاگ شرمنده.... خواستم فقط بگم جای شهید مطهری وامثال اون خیلی در بین ما خالیه وجامعه دینی ما بیشتر از هر زمانی به وجود امثال مطهری نیاز داره کسی که میگفت :نوع آدمها از یک امر صد درصد باطل شکست نمی خورند بلکه غالبا به خاطر افراط وتفریط در حق زمین می خورند... کسی که کلامش بوی قرآن و اهل بیت می داد درد دین داشت وهمواره غمخوار مردم دیندار بود کسی که بعد از سالها هنوز کلامش وسخن پربارش تازه وباطراوت است همو که یک شخصیت جامع الاطراف داشت ولی گرچه او نیست ولی روح وافکارش هنوز در میان ماست فقط باید کمی بیشتر از آثار وکتابهای آن عزیز بهره گرفت وبا آنها مانوس بود.... روحش شاد بیست نکته راجع به مطالعه کتب استاد شهید مطهری ناگفته هایی از هویت عوامل ترور استاد شهید
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:54 توسط رضا |
|
|
فرموده اميرالمومنين:الظفر بالحزم والحزم باجاله الراي(ك 48) پيروزي وظفر با محكم كاري است ومحكم كاري با جولان انديشه به دست مي آيد. نوآوري چيست؟ ظاهرا ابعاد گوناگوني دارد غير از آموزش وتبليغ و ترويج واطلاع رساني وتفكر است ارائه نظريه اي جديد يا رسيدن به مساله اي جديد است دردي از دردهاي جامعه را دوا مي كند داراي كارآيي واثر بخشي است در مقايسه با تاريخ علم سخني نو به همراه مي آورد خط مطالعاتي آن علم را يك قدم به جلو مي برد و در يك كلمه هدف نهايي تحقيق وپژوهش صحيح است كه ثمره به جولان درآمدن فكر وانديشه است و.... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 23:46 توسط رضا |
|
|
تبریک پیشاپیش":عيد ۱۷ ربيع الاول ميلاد حضرت رسول اكرم محمد مصطفي صلي الله عليه وآله وامام جعفر صادق عليه السلام بر همه مسلمانان مبارك باد پيامبر اكرم (ص): در طول قرنها شخصيتي همچون پيامبر گرامي اسلام (ص) مورد توجه انديشمندان و متفکران نبوده است و درباره هيچ انساني مانند او کتب به رشته تحرير در نيامده بي شک وجود مبارک او که اشرف انبياء و اشرف مخلوقات است چون نگيني درخشان بر تارک عالم وجود نور افشاني مي کند او که به عقيده دوست و دشمن معلم بزرگ هدايت و معنويت است با اخلاقي نيکو که قرآن از آن تعبير به خلق عظيم دارد آن چنان سايه مهر و محبتش را بر سر همگان گسترده که نه تنها يارانش شيفته و شيداي اويند که دشمنانش نيز در برابر لطف و رحمت او شرمگين و سر افکنده اند قرآن شريف او را الگو اسوه تمام آدميان در همه زمان ها و مکان ها مي داند و همگان را به تاسي و پيروي از او فرا مي خواند و هزاران افسوس که پس از قرن ها هنوز حقيقت عظماي محمدي (ص) ناشناخته مانده ، با اين وصف همان مقدار اندکي که از سراسر عشق و محبت او به يادگار مانده دلهاي مشتاق را به سوي چشمه سار زلال معنويت مي کشاند زندگي پيامبر اکرم (ص) را از جهات مختلفي مي توان مورد بررسي قرار داد و شما خواننده عزيز درباره آن وجود مقدس بسيار شنيده و شايد خوانده ايد در اين مختصر سعي بر آن است که به بعد رفتاري و اخلاقي نبي اکرم (ص) بيشتر پرداخته شود زيرا اخلاق و معنويت گمشده بزرگ انسان عصر مدرنيسم است. اميد آنکه دلهايمان با عشق محمدي با يکديگر انس و الفت گيرد و پرده هاي حجاب و تيرگي از زندگيمان زدوده گردد
نگاهي کوتاه به زندگي حضرت محمد ص نام : محمد ، احمد ، محمود مقام : خاتم الانبياء لقب : مصطفي ، حبيب الله و رسول الله . حضرت محمد داراي 103 لقب است کينه : ابوالقاسم و ابو ابراهيم . حضرت محمد داراي 9 کينه است نام پدر : عبدالله نام مادر: آمنه تاريخ تولد : 17 ربيع الاول عام الفيل محل تولد : مکه ساعت تولد : طلوع فجر روز تولد : جمعه تاريخ ازدواج : دهم ربيع الاول فرزندان پيغمبر : قاسم ، عبدالله ، ابراهيم ، زينب ، ام کلثوم ، رقيه ، فاطمه ، بجز ابراهيم همه فرزندان از خديجه بودند و در مکه به دنيا آمدند مدت عمر : 63 سال مدت نبوت : 23 سال
بنده واقعي خدا جايگاه بلند رسول اكرم (ص) ، آن سيد انبياء و رحمة العالمين بر كسي پوشيده نيست. او مي باشد. بي شك بيان فضائل و عظمت مقام آخرين مبشر رحمت و رسول خاتم مي تواند راه سعادت و خوشبختي را به تک تک انسان ها نشان دهد. بنابراين بخشي ديگر از سيره و سنت آن حضرت را با هم مرور مي كنيم. 1- خصوصيات عبادي پيامبر (ص) از امام صادق (ع) روايتي نقل شد كه فرمودند: پيامبر (ص) هميشه و درهمه حال خدا را سپاس مي گفت و روزي سيصد و شصت مرتبه شكر و حمد خداي را به جاي مي آورد و به عدد قطرات عرق بدن پاكش ذكر الحمدلله رب العالمين را آن هم در همه حال بر زبان مي آورد.(1) 2- خوف و خشيت الهي امام سجاد (ع) در بيان اوصاف پيامبر اكرم (ص) فرمودند: كه آن حضرت به هنگام نماز چنان مي گريست كه جانمازش تر مي شد. آن هم به جهت خشيت الهي و نه به جهت جرم و گناه كه به يقين حضرت معصوم بود.(2) 3- بنده واقعي خدا امام باقر(ع) فرمودند: همواره پيامبر (ص) بسان ساير بندگان و چون يك بنده واقعي غذا مي خورد و مي نشست و همواره بر روي زمين مي نشست و غذا مي خورد و مي خوابيد. رسول اکرم (ص)سه چيز را نشانه ايمان معرفي کرد:دستگيري با وجود تنگدستي، از حق خود به نفع ديگري گذشتن، به دانشجو علم آموختن.
1- بحارالانوار – جلد 16 – صفحه 2572- اصول كافي ج 2 ص 513
لذت عبادت: قال رسول الله (ص) لا صحابه: مالي اري عليکم حلاوه العباده قالوا ! و ما حلاوه العباده؟ قال: التواضع محجه البيضاء- جلد 2 صفحه 226 پيامبر خدا (ص) با اصحاب خود فرمود: چرا حلاوت و شيريني عبادت را در شما نمي بينم؟ پاسخ دادند. شريني عبادت چيست؟ پيامر (ص) فرمود: تواضع و فروتني يکي ديگر از نشانه هاي بارز تواضع و خوي نيکوي پيامبر (ص) اين بود که به هرکه مي رسيدند، پيشقدم در سلام کردن بر او بود. سلام که خود تحيت است و پيامبر آن را به ما ياد داده. خود نيز بيش از همه و پيش از همه به آن عمل مي کرد و قبل از آنکه ديگري براو سلام کند، او خود سلام مي کرد. هرگز پيامبر ملاحظه نمي کرد که آن فرد بزرگ است يا کوچک ، دانشمند است يا بي سواد، ثروتمند است يا فقير، آري حضرت آنقدر عظمت داشت که برهمه افراد بدون ملاحظه هاي اسمي، شغلي، مسئوليتي، مالي، و ... سلام مي کرد. بيشتر براي اينکه ما را به سنت حسنه تشويق کند مي فرمود: سلام را شصت و نه حسنه و جواب يک حسنه دارد عيادت از بيماران : پيامبر خدا اگر سواره بود هرگز نمي پذيرفت که شخصي همراه و همگام او پياده راه رود. از او مي خواست که بر مرکبش در کنارش سوار شود و اگر قبول نمي کرد يا امکان نداشت، به او مي فرمود: از من جلوتر برو تا من در پس تو آيم و به تو برسم اين چه عظمت و بزرگواري است که انسانها را سرگردان مي کند و به حيرت وا مي دارد. ويژگي ديگر آن حضرت اين بود که: اگر سه روزي گذشت و دوستش يا برادر ديني اش را نمي ديد از او سئوال مي کرد. پس اگر به مسافرت رفته بود برايش دعا مي کرد و اگر در شهر بود حتماً از احوالش تفقد مي نمود و به زيارتش مي رفت و اگر بيمار بود به عيادتش مي شتافت. و نيز آنحضرت آنقدر مهمان نواز بود و مهمانش را احترام و تقدير مي کرد که هرگاه کسي بر او وارد مي شد حضرت متکي و مسند خود را به او مي داد و اگر نمي پذيرفت آنقدر اصرار مي کرد تا قبول کند. خداوند انشاالله توفيق عمل کردن به سيره آن پيامبر رحمت را به ما مرحمت فرمايد
.
از آنجا که کانون خانواده مهمترين جايگاه تربيتي و رشد و تعالي انسانهاست، پيامبر ص در حفظ آرامش آن نهايت دقت را داشت، رافت و مهرباني از يک سو و رفق و مدارا از سوي ديگر به همراه رعايت حقوق همسران شيوه نبي اکرم ص بود و اخلاق نيکو و حسن معاشرت با آنان و گاه تحمل تند خويي و بد زباني آنها موجب تعجب اصحاب مي شد و درباره تند خويي همسران مي فرمود: همه انسانها داراي خصلت هاي نيک و بد هستند و مرد نبايد تنها جنبه هاي ناپسند همسر خود را ببيند و او را ترک کند، زيرا هرگاه از يک خصلت او ناراضي مي شود خلق ديگرش باعث خشنودي اوست و اين دو را روي هم بايد به حساب بياورد صحيح مسلم ج4، ص178 پيامبر ص به خوشرويي در خانه اهميت زيادي مي داد و اصحاب را به مدارا با زنان ترغيب مي نمود و در اخرين لحظات عمر خود به آن سفارش مي کرد و سعي آن حضرت بر آن بود تا مردان رابا مقام و شخصيت والاي زن آشنا کند و به آنان بفهماند که زنان به عنوان برترين مربي انسانها نقش بزرگي در سعادت و بدبختي جوامع بشري دراند. به اين جهت در هر فرصتي که دست مي داد از زن به عنوان مادر و به عنوان همسر مومنه تجليل مي کرد و مي فرمود: بعد از اسلام بهترين چيزي که مسلمانان از آن برخوردر مي شود، همسر مومنه اي است که هرگاه به او نگاه کند مسرور شود و در موقع درخواست کاري از او اطاعت کند و در غياب شوهر خود و مال شوهر را حفظ کند. طوائف الحکم، ص289 زندگاني وسيره پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله امام صادق عليه السلام: اوازخاندان وحي ورسالت است .درمحيط وحي ودردامان امامت پرورش يافت.خاندان تطهير است وآيه شريفه تطهير درشأن آنها نازل شد که خدافرمود: : :
سيره زندگي امام جعفر صادق عليه السلام
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 18:21 توسط رضا |
|
|
بی مقدمه بگم گاهی بدجور غصه رو دلم می نشینه هرچی فکر می کنم سببش رو پیدا نمی کنم اونم ازون غصه های انرژی سوزا نه انرژی بخش حتما میدونید اندوه وناراحتی های ما دودسته اند بخشیش مثبته وانرژی دهنده همون که در روایت اومده(المومن حزنه فی قلبه )واینکه مومن بین خوف ورجاست واینکه مومن ترسان از روز محشره(یخافون یوما تتقلب فیه القلوب والابصار) این اندوه خیلی هم تحرک بخشه به روح آرامش میده ودر برابر مشکلات هم به آدم استقامت وصبر می ده اما یه دسته هم هست که اندوه منفی وانرژی سوزه در فضای روح که پریشانی به بار میاره در کارو فعالیت هم خمودی وافسردگی در برابر مشکلاتم آدمو بی طاقت می کنه و همین نوع اندوه وحزنه که در قرآن اومده اولیاء الهی هیچ خوف وحزنی ندارند(الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم ولا هم یحزنون) تو همین فکرا بودم که یه روز سری به نهج البلاغه زدم دیدم ای دل غافل سبب این غصه های ناشناخته رو حضرت تو سه تا کلمه گفته..... کلمات قصار /۱۱۸: (اضاعه الفرصه غصه) یعنی ضایع کردن فرصت غصه به بار میاره(البته ترجمه نمیخواستا) هر فرصتی که آدم تو زندگی از دست میده یک بخش از سرمایه برگشت ناپذیر عمر وحیاتشو از دست میده واگر ازون فرصت استفاده نکرده باشه معلومه که غصه دار میشه ...اینطور نیست؟ دیدم چاره درمونشرو هم جای دیگه گفته:(بادر الفرصه قبل ان تکون غصه) فرصت روغنیمت بشمار قبل از اینکه از خودش غصه بر جا بزاره.... لا اقلش فهمیدم از کجا می خورم...الان داشتم فکر می کردم تک تک نمازهای شبانه روزمون یک فرصت ارزشمنده که باید جدی گرفته بشه وهمچنین فرصت های خدمت به خلق خدا و....
کاش یه کم نهج البلاغه رو تو زندگیمون وارد می کردیم... ....کاش..
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 21:44 توسط رضا |
|
|
خصوصيات مخلصين : اول اينكه :شيطان از وسوسه كردن آنها اظهار عجز كرده است وهيچ تسلط واقتداري بر آنها ندارد ((فبعزتك لاغوينهم اجمعين الا عبادك منهم المخلصين)) ودليل آنهم اين است كه مخلصين خود را براي خدا خالص كرده اند وبه هرچه نظر مي كنند تنها خدارا مي بينند...
دوم اينكه از محاسبه روز جزا وحشر معاف اند ((فانهم لمحضرون الاعبادالله المخلصين)) همه در صحنه قيامت براي محاسبه احضار مي شوند غير از بندگان مخلص خدا. شايد دليلش اين است كه آنها براي خود عملي نمي بينند كه به خاطر آن حساب وكتاب پس دهندآنها از خويشتن خويش گذشته اند وبه ذات بي انتهاي حق پيوسته اند...
سوم اينكه هركسي ثواب عمل خودرا بي كم وكاست مي گيرد يعني جزا مقابل عمل است تنها مخلصين اند كه ازين قاعده مستثنا هستند زيرا: ((وماتجزون الا ما كنتم تعملون الا عبادالله المخلصين)) زيرا عملي كه به خاطر خدا وخالص براي اوست حد وحسابي براي پاداشش نيست بلكه پاداش وجزا تابع اراده وخواست آنهاست وچه كرامتي بالاتر از اين....
وچهارم اينكه مخلصين در مرتبه اي قرار گرفته اند كه تنها زبان آنها شايستگي وصف پروردگار وحمد وثناي اورا دارد وبس ((سبحان الله عما يصفون الا عباالله المخلصين)) زيرا تنها اينانند كه از خود گذشته وبه او پيوسته اند وكسي كه غايب است قدرت وصف ذات حق راندارد اما كسي كه دايما در محضر حق است واوصاف واسماء حق را شهود مي كند توان وصف كردنش را دارد...
راه خلوتگه خاصم بنما تا پس از اين مي خورم با تو وديگر غم دنيا نخورم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 22:32 توسط رضا |
|
|
بندگان برگزيده خدا انسان همانطورى كه داراى اعضاء و جوارح مختلفى است، داراى غرائز و صفات متفاوتى است، مانند غضب و ميل به طعام و دفاع از نفس و حب جاه و ساير لذائذ، و غريزه انتقام و عبوديت و ايثار و غيرها .و معلوم است كه هر يك از آنها را بايد در جا و محل خود بكار بندد و به اندازه معينى مصرف كند، و الا موجب ضرر و چه بسا سبب هلاكت خواهد شد .و اين بعلت بكار نبستن دستگاه منظم كننده قواى عقل و ادراك است، مثلا اگر شخصى در حال غذا خوردن بخواهد كاملا از لذت غذا بدون حد معين و مقدار ثابتى بهرمند گردد، مسلما به علت زیاده روی در اكل و شرب ميميرد، و اگر كسى در اعمال غريزه جنسى از عقل پيروى نكند، بسبب زياده روى خود را از پاى در آورده در آغوش مرگ آرام می گیرد .يكى از غرائز حب بخدا و رسيدن بكمال اطمينان و كامياب شدن از لقاى خدا و وصول بمقام عز اوست، و تا انسان به اين مطلوب نرسد آرام نمى گيرد، و براى وصول به اين مقام نياز بمجاهده با نفس اماره دارد، يعنى در هر لحظه بايد مراقب بوده، كارى خلاف رضاى خدا از او سر نزند و كردارش صالح باشد .اخلاص در عمل صالح يگانه وسيله نيل بمقصود است. «فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرك بعبادة ربه احدا »در هر قدمى كه برمى دارد از تسويلات نفس و تزيينات ابليس روى گردانيده، دل بخداى خود بسپارد و خواطر شيطانى را از ضمير خود بدور ريخته، نفس متحرك و مواج و مضطرب خود را بياد خدا آرام كند .اين عمل احتياج بمجاهده دارد، مجاهده با نفس و رسيدن بمنزل اخلاص، تا از مخلصين گردد، و در تمام كارها از عبادت و غير آن در هيچ چيز غير خدا را منظور و مقصود خود نداند، و صرفا كردارش خالصا لوجهه الكريم بوده باشد .چون انسان در هيچ حال از تهاجم افكار و خيالات وارده در قلب خالى نيست، حتى در حال سكوت و استراحت، خواطر بدو |